خرابات
فقط شاعرها و آثاری که خودتان انتخاب میکنید.
مقایسه با…
سنایی
شواهد مستقیم
غزل شمارهٔ ۸با می و ماه و خرابات بهار
غزل شمارهٔ ۲۴که بی من در خراباتست دایم یار من هر شب
برهنه پا و سر زانم که دایم در خراباتم
غزل شمارهٔ ۶۹هر آن روزی که باشم در خرابات
خراباتی چه داند جز لباسات
سبیلم کرد مادر در خرابات
غزل شمارهٔ ۷۰تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
همواره منم معتکف راه خرابات
چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات
چون شاه خرابات بود ماه خرابات
حقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات
آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات
افگنده به میدان شهنشاه خرابات
بینند ز من خالی درگاه خرابات
شیر نر اگر سوی خرابات خرامد
روباه کند او را روباه خرابات
او را ز خرابات و علیالاه خرابات
غزل شمارهٔ ۷۱تماشا کرد خواهی در خرابات
غزل شمارهٔ ۷۲مرا می باید و مسکن خرابات
غزل شمارهٔ ۷۹چون خرامان ز خرابات برون آمد مست
گاه در خاک خرابات به جان باز نهاد
غزل شمارهٔ ۸۰تا روز دوش مست و خرابات اوفتاده بود
غزل شمارهٔ ۸۴در خراباتش آشنایی نیست
در خرابات خود به هیچ سبیل
غزل شمارهٔ ۹۶ای یار مقامر خراباتی
غزل شمارهٔ ۱۴۰راه خرابات گیر رود و سرود و نبید
غزل شمارهٔ ۱۴۵هر که در کوی خرابات مرا بار دهد
بار در کوی خرابات مرا هیچ کسی
در خرابات بود یار من و من شب و روز
ای خوشا کوی خرابات که پیوسته در او
هر که او حال خرابات بداند به درست
در خرابات نبینی که ز مستی همه سال
آنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیر
چون در آید به خرابات به قنطار دهد
در خرابات به می جبه و دستار دهد
به خرابات شود کیسه به طرار دهد
ای تو کز کوی خرابات نداری گذری
غزل شمارهٔ ۱۴۶دوش ما را در خراباتی شب معراج بود
غزل شمارهٔ ۱۴۸در خرابات هر که مرد از خویش
غزل شمارهٔ ۱۵۰هر کو به خرابات مرا راه نماید
رفتن به خرابات ورا شرم نیاید
دایم به خرابات مرا رفتن از آنست
کالا به خرابات مرا دل نگشاید
غزل شمارهٔ ۱۵۱جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید
راه خرابات را جز به مژه نسپرید
غزل شمارهٔ ۱۶۴دانی که خراباتیم از زلزلهٔ عشقت
غزل شمارهٔ ۱۶۷هر زمان خوانی خراباتی مرا
در صف اهل خرابات ای پسر
غزل شمارهٔ ۱۹۱می پرستی پیشهگیر اندر خرابات و قمار
غزل شمارهٔ ۲۱۹باشیم مجاور خرابات
غزل شمارهٔ ۲۴۲گر صومعهٔ خویش خرابات کنی تو
من روی همه سوی خرابات تو دارم
غزل شمارهٔ ۲۷۶در کنج خرابات می خام گرفتیم
غزل شمارهٔ ۲۸۰بگزیدیم یاری از خرابات
غزل شمارهٔ ۲۸۷منصف منصف خراباتیم
غزل شمارهٔ ۳۰۱سر به خرابات خرابی در آر
غزل شمارهٔ ۳۱۰بر سر کوی خرابات از تن معشوق هست
غزل شمارهٔ ۳۲۱خرابات ای خراباتی به عین عقل چون دیدی
به سیم و زر خراباتی همی با تو فرو ناید
تو با رند خراباتی به جان و دل تجارت کن
غزل شمارهٔ ۳۲۴برو تا درگه دیر و خرابات
غزل شمارهٔ ۳۲۷در خرابات خراب آرام کن
غزل شمارهٔ ۳۳۱با خراباتیان نکال مکن
غزل شمارهٔ ۳۳۲در خراباتی که این گوید که فاسق شو بشو
غزل شمارهٔ ۳۷۱هر زمانی با سنایی در خرابات ای پسر
غزل شمارهٔ ۳۷۲هرکس که نیاید به خرابات و کند کبر
غزل شمارهٔ ۳۷۶از برای مهربازان خرابات آمده
غزل شمارهٔ ۳۹۵کودکی داشتم خراباتی
گفت: لا والله ای خراباتی
غزل شمارهٔ ۴۰۶تا معتکف راه خرابات نگردی
تا بندهٔ رندان خرابات نگردی
غزل شمارهٔ ۴۱۴عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
از راه کج به سوی خرابات راه یافت
غزل شمارهٔ ۴۲۲در خرابات قلندر گر ترا ماواستی
من نشیمن در خرابات قلندر دارمی
غزل شمارهٔ ۴۲۷در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱پس غافلی از مذهب رندان خرابات
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲بسا رند خراباتی که زین بر شیر نر بندد
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ثابت من قصد خرابات کرد
چاکر و شاگرد خرابات کرد
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح تاج العصر حسن عجایبی به حسن زشتدر خرابات کم گذر چونهای
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در اندرز و ترغیب در طریق حقیقتزین خرابات برفشان دامن
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸چون در خرابات آمدی کم کن حدیث خال و عم
در باز ننگ و نام را اندر خرابات قدم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷کعبه یارم خراباتست و احرامش قمار
شاهدان چون در خراباتند من زان آگهم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱به خرابات روح در تازیم
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح علی بن حسنخویشت را در خرابات جوانمردی فگن
کان خراباتیست پر سلوی و من بی قیاس
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶در خرابات خرابی همچو مستان گوشهگیر
شمارهٔ ۴ - در مدح عمادالدین سیفالحق ابوالمفاخر محمدبن منصوردر خرابات فنا جز عشق را فرمان مکن
رباعی شمارهٔ ۷محراب ترا باد و خرابات مرا
رباعی شمارهٔ ۲۰۳دستار نماز در خرابات بباز
رباعی شمارهٔ ۳۲۱ای یار قلندر خراباتی من
هر دو به خرابات گرفتیم وطن
رباعی شمارهٔ ۴۱۴جز راه قلندر و خرابات مپوی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵در زوایای خرابات از چنین مستان هنوز
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵در وی نفری دیدم پیران خراباتی
گفت: اهل خراباتند این قوم نمیدانی
شمارهٔ ۱۰۹مرا باید خراباتی شناسد
شمارهٔ ۱۴۴در خراباتی ندانی رطل مالامال خورد
شمارهٔ ۱۶۵در آرزوی کوی خرابات همه سال
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴بر بام خرابات چه جغدی چه همایی
فی وحدانیة الله تعالیدر خرابات آی و او را جوی
در خرابات جست یا مسجد
منهاج العارفین و معراج العاشقیندر خرابات حرص مست غرور
اندر تجرید گویدکعبه با طاعتت خراباتست
ای خرابات جوی پر آفات
التمثیل فیالمطایبة بطریق الهزلزی خرابات از خرابی دین