زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مقایسهٔ شاهد‌محور

خرابات

فقط شاعرها و آثاری که خودتان انتخاب می‌کنید.

سبد مقایسه

مقایسه با…

انتخاب شاعر
انتخاب اثر
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

تعداد وقوع۶۲
شعرهای دارای شاهد۵۲
ارتباط تأییدشده۰
تفسیر و پیشنهاد۰

شواهد مستقیم

غزل شمارهٔ ۲۰

مستم از کوی خرابات ببازار برید

غزل شمارهٔ ۲۳

حال خواجو ز سر کوی خرابات بپرس

غزل شمارهٔ ۵۲

در خرابات مغان از می خراب افتاده‌ام

غزل شمارهٔ ۷۹

آنک دایم در خرابات فنا ساغر کشد

غزل شمارهٔ ۸۶

منزل پیر مغان کوی خرابات فناست

آخر ای مغبچگان راه خرابات کجاست

غزل شمارهٔ ۱۱۲

خبر من بسر کوی خرابات برید

برسرکوی خرابات خراب افتادست

غزل شمارهٔ ۱۵۹

دوش پیری ز خرابات برون آمد مست

غزل شمارهٔ ۱۶۷

کو معتکف کوی خرابات مغانست

غزل شمارهٔ ۱۶۸

گفتا خمش این کوی خرابات مغانست

غزل شمارهٔ ۱۹۱

ساکن کوی خرابات مغان خواهم شدن

غزل شمارهٔ ۱۹۲

کدام رند خرابات دیده‌ئی کو را

غزل شمارهٔ ۲۱۲

بر سر کوی خرابات محبت کوئیست

غزل شمارهٔ ۲۱۷

ساکن دیر مغانم بخرابات نهشت

غزل شمارهٔ ۲۲۸

تا رخت تصوف بخرابات نیاری

غزل شمارهٔ ۲۴۱

بسی بکوی خرابات بیخود افتادند

غزل شمارهٔ ۲۴۲

هر که روزی در خراباتش گذر خواهد فتاد

غزل شمارهٔ ۲۴۳

مرا که پیر خرابات می‌کند ارشاد

غزل شمارهٔ ۲۷۸

اگر بکوی خرابات می‌کنی مسکن

غزل شمارهٔ ۳۱۹

گر روی سوی کعبه کنم یا بخرابات

غزل شمارهٔ ۳۳۴

از صومعه پیری بخرابات درآمد

هر کس که ز اسرار خرابات خبرداشت

در حال که خواجو بخرابات درآمد

غزل شمارهٔ ۳۷۷

مستان خرابات طرب‌نامهٔ خواجو

غزل شمارهٔ ۳۷۸

می‌کشندم بخرابات و در آن می‌کوشند

غزل شمارهٔ ۳۸۲

زاهدی را بخرابات مغان در فکند

غزل شمارهٔ ۳۹۵

اهل دل معتکف کوی خرابات مغانند

غزل شمارهٔ ۳۹۶

در حلقهٔ رندان خرابات مغان آی

کاین طایفه در کوی خرابات مغانند

سر حلقهٔ رندان خرابات چو خواجوست

غزل شمارهٔ ۴۰۴

اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند

بر سر کوی خرابات خراب اولیتر

زانکه از بهر خرابی بخرابات آیند

ور چو من محرم اسرار خرابات شوند

غزل شمارهٔ ۴۸۰

تا بدوشم ز خرابات به میخانه برند

غزل شمارهٔ ۴۸۱

رندان خرابات مغان را بنشانید

غزل شمارهٔ ۴۸۳

رختم بسر کوی خرابات مغان آر

غزل شمارهٔ ۴۹۸

مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار

غزل شمارهٔ ۵۰۷

خیز تا رخت تصوف بخرابات کشیم

غزل شمارهٔ ۵۱۳

پیر مغان گرت بخرابات ره دهد

غزل شمارهٔ ۵۲۷

باز در کنج خرابات مقامست امروز

غزل شمارهٔ ۵۳۷

بر سر کوی خرابات مغان خواجو را

غزل شمارهٔ ۵۶۵

روم سبوی خراباتیان کشم بر دوش

غزل شمارهٔ ۶۳۳

تا در عقب پیر خرابات نرفتم

غزل شمارهٔ ۶۴۷

روزی به سر کوی خرابات رسیدم

غزل شمارهٔ ۶۵۸

دیشب خبرم نیست که شاگرد خرابات

غزل شمارهٔ ۶۸۱

خلوت نشین کوی خرابات گشته‌ایم

غزل شمارهٔ ۶۸۵

ساکن کوی خرابات مغان آمده‌ایم

غزل شمارهٔ ۶۸۶

در خرابات مغان خود را خراب افکنده‌ایم

غزل شمارهٔ ۶۹۴

رخت خلوت بخرابات مغان آوردیم

غزل شمارهٔ ۷۰۲

تا منزل ما کوی خرابات مغان شد

غزل شمارهٔ ۷۰۶

سقای سر کوی خرابات مغانیم

غزل شمارهٔ ۷۲۷

تا پیر خراباتت منظور نظر سازد

غزل شمارهٔ ۷۴۰

ره رندان خرابات بمژگان رفتن

غزل شمارهٔ ۷۴۳

خویشتن را در خرابات افکند بی خویشتن

غزل شمارهٔ ۷۸۶

دردیکشان کوی خرابات عشق را

غزل شمارهٔ ۸۰۸

ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده

عاشقانرا گوشهٔ مسجد خرابات آمده

غزل شمارهٔ ۸۳۳

در خرابات مغانی و خدا می‌طلبی

غزل شمارهٔ ۸۷۳

عالمی کو در خرابات فنا ساغر کشد

غزل شمارهٔ ۹۲۶

خواجو برو به آب خرابات غسل کن