زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مقایسهٔ شاهد‌محور

خرابات

فقط شاعرها و آثاری که خودتان انتخاب می‌کنید.

سبد مقایسه

مقایسه با…

انتخاب شاعر
انتخاب اثر
عراقی

عراقی

تعداد وقوع۴۷
شعرهای دارای شاهد۲۵
ارتباط تأییدشده۰
تفسیر و پیشنهاد۰

شواهد مستقیم

غزل شمارهٔ ۸

مست خراب یابد هر لحظه در خرابات

می‌بیز هر سحرگاه خاک در خرابات

جان باز در خرابات، تا جرعه‌ای بیابی

غزل شمارهٔ ۹

دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات

افتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات

غزل شمارهٔ ۱۲

چه خوش باشد خرابی در خرابات

غزل شمارهٔ ۲۲

چنین که حال من زار در خرابات است

خراب کوی خرابات را از آن چه خبر

اگر چه اهل خرابات را ز من ننگی است

مقام دردکشانی که در خراباتند

که او حریف بتان است و در خرابات است

غزل شمارهٔ ۲۷

در کوی خرابات، کسی را که نیاز است

اسرار خرابات به جز مست نداند

تا مستی رندان خرابات بدیدم

غزل شمارهٔ ۲۸

در خرابات خراب افتاده

غزل شمارهٔ ۳۰

از آن گهی که خراباتیی دلم بربود

مرا هوای خرابات و باده و چنگ است

غزل شمارهٔ ۸۸

در کوی خرابات جمالش نظر افگند

غزل شمارهٔ ۸۹

با اهل خرابات ندانم چه سخن گفت؟

غزل شمارهٔ ۱۰۴

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

این خرابات مغان است و درو زنده‌دلان

غزل شمارهٔ ۱۱۹

با عشق تو ما راه خرابات گرفتیم

غزل شمارهٔ ۱۲۱

رخ سوی خرابات نهادیم دگربار

در دام خرابات فتادیم دگربار

در کنج خرابات یکی مغ‌بچه دیدیم

غزل شمارهٔ ۱۲۴

مرا، کاهل خراباتم، در خمار اولی‌تر

عراقی را به خود بگذار و بی‌خود در خرابات آی

که این جا یک خراباتی ز صد دین‌دار اولی‌تر

غزل شمارهٔ ۱۴۳

پیری به در آمد از خرابات

غزل شمارهٔ ۱۸۹

در خرابات با می و معشوق

غزل شمارهٔ ۲۳۲

با شاهد و شمع در خرابات

غزل شمارهٔ ۲۳۸

چه خوش بود خرابی! افتاده در خرابات

رباعی شمارهٔ ۱۴

پیری ز خرابات برون آمد مست

رباعی شمارهٔ ۹۳

در کوی خرابات نه نو آمده‌ام

رباعی شمارهٔ ۱۱۵

دفتر به خرابات فرستیم به می

رباعی شمارهٔ ۱۳۷

پیری بدر آمد ز خرابات فنای

شمارهٔ ۱ (که به غیر از تو در جهان کس نیست - جز تو موجود جاودان کس نیست)

در خرابات عاشقی با هم

شمارهٔ ۳ (می‌بین رخ جان فزای ساقی - در جام جهان نمای باقی)

می‌باش خراب در خرابات

شمارهٔ ۲

خوشتر بود بهار خراباتیان خراب

خود را دمی مگر به خرابات افگنم

باری نظاره کن، به خرابات بر گذر

حکایت

به خرابات عاشقان آمد

به خرابات رفت و او در پی

بخرابات رفت و سر بنهاد

با خراباتیان خراب افتاد

در خرابات بود باده به دست

از خراباتیش طلب فرمود