زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مقایسهٔ شاهد‌محور

خرابات

فقط شاعرها و آثاری که خودتان انتخاب می‌کنید.

سبد مقایسه

مقایسه با…

انتخاب شاعر
انتخاب اثر
سنایی

دیوان اشعار

تعداد وقوع۱۰۸
شعرهای دارای شاهد۶۰
ارتباط تأییدشده۰
تفسیر و پیشنهاد۰

شواهد مستقیم

غزل شمارهٔ ۸

با می و ماه و خرابات بهار

غزل شمارهٔ ۲۴

که بی من در خراباتست دایم یار من هر شب

برهنه پا و سر زانم که دایم در خراباتم

غزل شمارهٔ ۶۹

هر آن روزی که باشم در خرابات

خراباتی چه داند جز لباسات

سبیلم کرد مادر در خرابات

غزل شمارهٔ ۷۰

تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات

همواره منم معتکف راه خرابات

چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات

چون شاه خرابات بود ماه خرابات

حقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات

آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات

افگنده به میدان شهنشاه خرابات

بینند ز من خالی درگاه خرابات

شیر نر اگر سوی خرابات خرامد

روباه کند او را روباه خرابات

او را ز خرابات و علی‌الاه خرابات

غزل شمارهٔ ۷۱

تماشا کرد خواهی در خرابات

غزل شمارهٔ ۷۲

مرا می باید و مسکن خرابات

غزل شمارهٔ ۷۹

چون خرامان ز خرابات برون آمد مست

گاه در خاک خرابات به جان باز نهاد

غزل شمارهٔ ۸۰

تا روز دوش مست و خرابات اوفتاده بود

غزل شمارهٔ ۸۴

در خراباتش آشنایی نیست

در خرابات خود به هیچ سبیل

غزل شمارهٔ ۹۶

ای یار مقامر خراباتی

غزل شمارهٔ ۱۴۰

راه خرابات گیر رود و سرود و نبید

غزل شمارهٔ ۱۴۵

هر که در کوی خرابات مرا بار دهد

بار در کوی خرابات مرا هیچ کسی

در خرابات بود یار من و من شب و روز

ای خوشا کوی خرابات که پیوسته در او

هر که او حال خرابات بداند به درست

در خرابات نبینی که ز مستی همه سال

آنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیر

چون در آید به خرابات به قنطار دهد

در خرابات به می جبه و دستار دهد

به خرابات شود کیسه به طرار دهد

ای تو کز کوی خرابات نداری گذری

غزل شمارهٔ ۱۴۶

دوش ما را در خراباتی شب معراج بود

غزل شمارهٔ ۱۴۸

در خرابات هر که مرد از خویش

غزل شمارهٔ ۱۵۰

هر کو به خرابات مرا راه نماید

رفتن به خرابات ورا شرم نیاید

دایم به خرابات مرا رفتن از آنست

کالا به خرابات مرا دل نگشاید

غزل شمارهٔ ۱۵۱

جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید

راه خرابات را جز به مژه نسپرید

غزل شمارهٔ ۱۶۴

دانی که خراباتیم از زلزلهٔ عشقت

غزل شمارهٔ ۱۶۷

هر زمان خوانی خراباتی مرا

در صف اهل خرابات ای پسر

غزل شمارهٔ ۱۹۱

می پرستی پیشه‌گیر اندر خرابات و قمار

غزل شمارهٔ ۲۱۹

باشیم مجاور خرابات

غزل شمارهٔ ۲۴۲

گر صومعهٔ خویش خرابات کنی تو

من روی همه سوی خرابات تو دارم

غزل شمارهٔ ۲۷۶

در کنج خرابات می خام گرفتیم

غزل شمارهٔ ۲۸۰

بگزیدیم یاری از خرابات

غزل شمارهٔ ۲۸۷

منصف منصف خراباتیم

غزل شمارهٔ ۳۰۱

سر به خرابات خرابی در آر

غزل شمارهٔ ۳۱۰

بر سر کوی خرابات از تن معشوق هست

غزل شمارهٔ ۳۲۱

خرابات ای خراباتی به عین عقل چون دیدی

به سیم و زر خراباتی همی با تو فرو ناید

تو با رند خراباتی به جان و دل تجارت کن

غزل شمارهٔ ۳۲۴

برو تا درگه دیر و خرابات

غزل شمارهٔ ۳۲۷

در خرابات خراب آرام کن

غزل شمارهٔ ۳۳۱

با خراباتیان نکال مکن

غزل شمارهٔ ۳۳۲

در خراباتی که این گوید که فاسق شو بشو

غزل شمارهٔ ۳۷۱

هر زمانی با سنایی در خرابات ای پسر

غزل شمارهٔ ۳۷۲

هرکس که نیاید به خرابات و کند کبر

غزل شمارهٔ ۳۷۶

از برای مهربازان خرابات آمده

غزل شمارهٔ ۳۹۵

کودکی داشتم خراباتی

گفت: لا والله ای خراباتی

غزل شمارهٔ ۴۰۶

تا معتکف راه خرابات نگردی

تا بندهٔ رندان خرابات نگردی

غزل شمارهٔ ۴۱۴

عشق و شراب و یار و خرابات و کافری

از راه کج به سوی خرابات راه یافت

غزل شمارهٔ ۴۲۲

در خرابات قلندر گر ترا ماواستی

من نشیمن در خرابات قلندر دارمی

غزل شمارهٔ ۴۲۷

در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱

پس غافلی از مذهب رندان خرابات

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲

بسا رند خراباتی که زین بر شیر نر بندد

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸

ثابت من قصد خرابات کرد

چاکر و شاگرد خرابات کرد

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح تاج العصر حسن عجایبی به حسن زشت

در خرابات کم گذر چونه‌ای

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در اندرز و ترغیب در طریق حقیقت

زین خرابات برفشان دامن

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸

چون در خرابات آمدی کم کن حدیث خال و عم

در باز ننگ و نام را اندر خرابات قدم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷

کعبه یارم خراباتست و احرامش قمار

شاهدان چون در خراباتند من زان آگهم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱

به خرابات روح در تازیم

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح علی بن حسن

خویشت را در خرابات جوانمردی فگن

کان خراباتیست پر سلوی و من بی قیاس

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶

در خرابات خرابی همچو مستان گوشه‌گیر

شمارهٔ ۴ - در مدح عمادالدین سیف‌الحق ابوالمفاخر محمدبن منصور

در خرابات فنا جز عشق را فرمان مکن

رباعی شمارهٔ ۷

محراب ترا باد و خرابات مرا

رباعی شمارهٔ ۲۰۳

دستار نماز در خرابات بباز

رباعی شمارهٔ ۳۲۱

ای یار قلندر خراباتی من

هر دو به خرابات گرفتیم وطن

رباعی شمارهٔ ۴۱۴

جز راه قلندر و خرابات مپوی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵

در زوایای خرابات از چنین مستان هنوز

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵

در وی نفری دیدم پیران خراباتی

گفت: اهل خراباتند این قوم نمی‌دانی

شمارهٔ ۱۰۹

مرا باید خراباتی شناسد

شمارهٔ ۱۴۴

در خراباتی ندانی رطل مالامال خورد

شمارهٔ ۱۶۵

در آرزوی کوی خرابات همه سال

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۴

بر بام خرابات چه جغدی چه همایی