زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مقایسهٔ شاهد‌محور

خرابات

فقط شاعرها و آثاری که خودتان انتخاب می‌کنید.

سبد مقایسه

مقایسه با…

انتخاب شاعر
انتخاب اثر
صائب تبریزی

دیوان اشعار

تعداد وقوع۲۱۶
شعرهای دارای شاهد۲۰۵
ارتباط تأییدشده۰
تفسیر و پیشنهاد۰

شواهد مستقیم

غزل شمارهٔ ۱۷

از نورسیدگان خرابات نیستیم

غزل شمارهٔ ۱۴۵

سرحلقهٔ رندان خرابات جهانیم

غزل شمارهٔ ۱۷۰

به خرابات نه از بهر نماز آمده‌ای

تک‌بیت شمارهٔ ۱۱۵

چندان که پا ز کوی خرابات می‌کشم

تک‌بیت شمارهٔ ۱۲۰

صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا

تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۳

مرا ز کوی خرابات، پای رفتن نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۲۲۳

چون آمدی به کوی خرابات بی‌طلب

تک‌بیت شمارهٔ ۴۱۲

تا پیر خرابات به راهت نگرفته است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۶۵

ادب پیر خرابات نگهداشتنی است

تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۵

مرا ز پیر خرابات نکته‌ای یادست

تک‌بیت شمارهٔ ۸۲۷

در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیست

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۰

نومید نیم از کرم پیر خرابات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۹

از خود مرا برون بر، تا کی در این خرابات

تک‌بیت شمارهٔ ۱۳۷۰

عاقبت پیر خرابات ز بی‌پروایی

غزل شمارهٔ ۱۴۱

در خرابات تجرد می کنم چون عشق شیر

غزل شمارهٔ ۱۶۲

نیست صائب در خرابات مغان دریا دلی

غزل شمارهٔ ۲۱۸

در خراباتی که ما لنگر ز مستی کرده ایم

غزل شمارهٔ ۲۲۳

سربلندان خرابات مغان کوچک دلند

غزل شمارهٔ ۲۶۳

در خرابات از می دیرینه می یابیم ما

غزل شمارهٔ ۲۷۲

در خراباتی که هشیاری طمع داریم ما

غزل شمارهٔ ۳۳۹

همین بس حاصل ما در خرابات از تهیدستی

غزل شمارهٔ ۳۹۴

ز چشم بد خرابات مغان را حق نگه دارد!

غزل شمارهٔ ۴۷۶

در خرابات چه حاجت به مناجات من است

صائب از کوی خرابات به جایی نرود

غزل شمارهٔ ۴۸۱

سر به سر خشت خرابات مغان آیینه است

صحبت پیر خرابات بهار طرب است

اهل مسجد ز خرابات سیه مست ترند

غزل شمارهٔ ۵۲۲

در خرابات جنون نشو و نما یافته ام

غزل شمارهٔ ۵۲۸

صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا

غزل شمارهٔ ۵۴۰

در خرابات مغان دیده من باز شده است

غزل شمارهٔ ۵۸۰

به آستان خرابات سرکشی مفروش

غزل شمارهٔ ۶۲۳

مرا ز کوی خرابات پای رفتن نیست

غزل شمارهٔ ۶۴۳

ز ساکنان خرابات شو که خلوت خم

غزل شمارهٔ ۶۸۳

مطرب بجاست راه خرابات سر کند

غزل شمارهٔ ۷۲۰

چندان که پا ز کوی خرابات می کشم

غزل شمارهٔ ۷۴۳

چون آمدی به کوی خرابات بی طلب

غزل شمارهٔ ۷۷۸

از نورسیدگان خرابات نیستیم

غزل شمارهٔ ۷۹۳

پرهیز نیست اهل خرابات را ز هم

غزل شمارهٔ ۸۷۱

لاف حکمت در خرابات مغان از بی تهی است

غزل شمارهٔ ۸۷۴

در خرابات محبت شیشه بی ظرف نیست

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

در خرابات محبت جام جم نامحرم است

غزل شمارهٔ ۱۱۹۲

در خراباتی که ما دریا کشان می می کشیم

غزل شمارهٔ ۱۱۹۹

در خرابات مغان هر شیشه ای را قلقلی است

غزل شمارهٔ ۱۲۵۹

در خرابات مغان از عدل پیر می فروش

غزل شمارهٔ ۱۳۰۱

در خرابات مغان صائب لب دعوی ببند

غزل شمارهٔ ۱۳۱۵

در خرابات مغان هر کس که دردی خواره نیست

غزل شمارهٔ ۱۳۲۰

به که صائب از خرابات فلک بیرون رویم

غزل شمارهٔ ۱۳۳۳

در خراباتی که خاک از جرعه خواری مست بود

غزل شمارهٔ ۱۳۵۳

در خرابات جهان چون آفتاب بی زوال

غزل شمارهٔ ۱۳۵۷

نیست بی روشندلی هرگز خرابات مغان

غزل شمارهٔ ۱۳۶۲

از خراباتی که صد قارون قلندر بازگشت

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

در خرابات مغان منزل نمی باید گرفت

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

گر کشد دل به خرابات مرا، معذورم

غزل شمارهٔ ۱۴۲۷

دارد از کوی خرابات مرا مستغنی

غزل شمارهٔ ۱۴۳۷

هر که چون پیر خرابات ز خوش مشربهاست

غزل شمارهٔ ۱۴۶۹

ساکن کوی خرابات مغان شو صائب

غزل شمارهٔ ۱۴۹۱

مرده رفتم به خرابات، مسیحا گشتم

غزل شمارهٔ ۱۵۰۲

در خرابات من آن باده پرستم صائب

غزل شمارهٔ ۱۵۰۵

در خرابات رضا نشو و نما یافته ام

غزل شمارهٔ ۱۵۱۱

در خرابات جهان معنی بیگانه اوست

غزل شمارهٔ ۱۵۴۰

در خرابات مغان آب حیات است سبیل

غزل شمارهٔ ۱۵۴۵

کشتی نوح، خراباتی طوفان شده است

غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

ادب پیر خرابات نگهداشتنی است

غزل شمارهٔ ۱۶۰۳

صاف کن آینه و رو به خرابات گذار

غزل شمارهٔ ۱۶۰۶

در خرابات مغان شور و شری نیست که نیست

غزل شمارهٔ ۱۶۱۷

همت پیر خرابات بلند افتاده است

غزل شمارهٔ ۱۶۶۶

مرا ز پیر خرابات این سخن یادست

غزل شمارهٔ ۱۶۶۷

مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست

غزل شمارهٔ ۱۷۷۳

جبین پیر خرابات بس که نورانی است

غزل شمارهٔ ۱۷۷۹

مشو ز پیر خرابات دور در هر حال

غزل شمارهٔ ۱۸۰۷

مرا ز کوی خرابات پای رفتن نیست

غزل شمارهٔ ۱۸۲۷

نخست پیر خرابات چون قلم قط زد

غزل شمارهٔ ۱۸۴۱

به سیر کوی خرابات بی کتاب نرفت

غزل شمارهٔ ۱۹۰۱

خاک من و سبو ز خرابات مشرب است

غزل شمارهٔ ۱۹۱۰

بیرون شدن ز کوی خرابات مشکل است

غزل شمارهٔ ۱۹۷۷

ساقی چه حاجت است خرابات عشق را؟

غزل شمارهٔ ۲۰۶۵

صائب برو به کوی خرابات فرش شو

غزل شمارهٔ ۲۰۷۹

آسوده ام که پیر خرابات چون سبو

غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

شد بیخبری خضر ره کوی خرابات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۷

از سوختگان نیست تهی کوی خرابات

غزل شمارهٔ ۲۱۶۰

تا پیر خرابات به راهت نگرفته است!

غزل شمارهٔ ۲۱۷۸

زنهار چو صید حرم از کوی خرابات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۶

یکرنگ بود سال و مه کوی خرابات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۵

همیشه عید باد در خرابات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۵

هر کس شبی به کوی خرابات زنده داشت

غزل شمارهٔ ۲۳۳۷

در خراباتی که آید سینه گرمم به جوش

غزل شمارهٔ ۲۴۹۵

حکمت اندوزان عالم از خرابات جهان

غزل شمارهٔ ۲۵۴۶

شد خراباتی گل از روی گشاد خویشتن

غزل شمارهٔ ۲۶۴۳

در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیست

غزل شمارهٔ ۲۷۵۱

تنگ ظرفی در خرابات مغان غماز نیست

از خرابات مغان هر چند صائب پا کشید

غزل شمارهٔ ۲۸۸۵

خرابات مغان خوش خاک عاشق پروری دارد

غزل شمارهٔ ۳۱۱۱

که در کوی خرابات است اگر هشیار می باشد

غزل شمارهٔ ۳۱۳۹

خرابات مغان پرجوش بود از شور من صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۴۴

نه امروز از خرابات مغان مخمور می آیم

غزل شمارهٔ ۳۱۷۲

خرابات مغان را باده آشامی نمی ماند

غزل شمارهٔ ۳۱۸۲

خرابات است، هر حاجت که می خواهی تمنا کن

غزل شمارهٔ ۳۱۹۳

از ان معمور می باشد خرابات مغان صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۴۳

به خرابات مغان راه عسس نتوان داد

غزل شمارهٔ ۳۲۶۰

رفتن از کوی خرابات مرا ممکن نیست

صائب از کوی خرابات چرا برگردد؟

غزل شمارهٔ ۳۲۹۸

آن که در کوی خرابات جوانها دارد

غزل شمارهٔ ۳۳۲۲

کشش دل به خرابات مرا راهنماست

غزل شمارهٔ ۳۳۲۹

نیست جز پیر خرابات عزیزی امروز

غزل شمارهٔ ۳۳۳۷

کشتی عقل، خراباتی این گرداب است

صد شاهد نخست این محدوده نمایش داده شده است.