رباعی شمارهٔ ۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن یار که عهد دوستاری بشکست
۲
میرفت و منش گرفته دامان در دست
۳
میگفت دگرباره به خوابم بینی
۴
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی میمانند.