سعدی · بوستان

گفتار اندر پوشیدن راز خویش

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به تدبیر جنگ بد اندیش کوش
۲
مصالح بیندیش و نیت بپوش
۳
منه در میان راز با هر کسی
۴
که جاسوس همکاسه دیدم بسی
۵
سکندر که با شرقیان حرب داشت
۶
درخیمه گویند در غرب داشت
۷
چو بهمن به زاولستان خواست شد
۸
چپ آوازه افگند و از راست شد
۹
اگر جز تو داند که عزم تو چیست
۱۰
بر آن رای و دانش بباید گریست
۱۱
کرم کن، نه پرخاش و کین‌آوری
۱۲
که عالم به زیر نگین آوری
۱۳
چو کاری برآید به لطف و خوشی
۱۴
چه حاجت به تندی و گردن کشی؟
۱۵
نخواهی که باشد دلت دردمند
۱۶
دل درمندان برآور زبند
۱۷
به بازو توانا نباشد سپاه
۱۸
برو همت از ناتوانان بخواه
۱۹
دعای ضعیفان امیدوار
۲۰
ز بازوی مردی به آید به کار
۲۱
هر آن کاستعانت به درویش برد
۲۲
اگر بر فریدون زد از پیش برد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.