سعدی · بوستان

گفتار اندر گردش روزگار

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
۲
که فردا نگیرد خدا بر تو سخت
۳
گر از پا درآید، نماند اسیر
۴
که افتادگان را بود دستگیر
۵
به آزار فرمان مده بر رهی
۶
که باشد که افتد به فرماندهی
۷
چو تمکین و جاهت بود بر دوام
۸
مکن زور بر ضعف درویش و عام
۹
که افتد که با جاه و تمکین شود
۱۰
چو بیدق که ناگاه فرزین شود
۱۱
نصیحت شنو مردم دور بین
۱۲
نپاشند در هیچ دل تخم کین
۱۳
خداوند خرمن زیان می‌کند
۱۴
که بر خوشه چین سرگران می‌کند
۱۵
نترسد که نعمت به مسکین دهند
۱۶
وزان بار غم بر دل این نهند؟
۱۷
بسا زرومندا که افتاد سخت
۱۸
بس افتاده را یاوری کرد بخت
۱۹
دل زیر دستان نباید شکست
۲۰
مبادا که روزی شوی زیر دست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.