Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شکر لب جوانی نی آموختی
۲
که دلها در آتش چو نی سوختی
۳
پدر بارها بانگ بر وی زدی
۴
به تندی و آتش در آن نی زدی
۵
شبی بر ادای پسر گوش کرد
۶
سماعش پریشان و مدهوش کرد
۷
همی گفت بر چهره افگنده خوی
۸
که آتش به من در زد این بار نی
۹
ندانی که شوریده حالان مست
۱۰
چرا برفشانند در رقص دست؟
۱۱
گشاید دری بر دل از واردات
۱۲
فشاند سر دست بر کاینات
۱۳
حلالش بود رقص بر یاد دوست
۱۴
که هر آستینیش جانی در اوست
۱۵
گرفتم که مردانه‌ای در شنا
۱۶
برهنه توانی زدن دست و پا
۱۷
بکن خرقه نام و ناموس و زرق
۱۸
که عاجز بود مرد با جامه غرق
۱۹
تعلق حجاب است و بی حاصلی
۲۰
چو پیوندها بگسلی واصلی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.