Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت امیرالمومنین علی (ع) و سیرت پاک او

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کسی مشکلی برد پیش علی
۲
مگر مشکلش را کند منجلی
۳
امیر عدو بند مشکل گشای
۴
جوابش بگفت از سر علم و رای
۵
شنیدم که شخصی در آن انجمن
۶
بگفتا چنین نیست یا باالحسن
۷
نرنجید از او حیدر نامجوی
۸
بگفت ارتو دانی از این به بگوی
۹
بگفت آنچه دانست و بایسته گفت
۱۰
به گل چشمهٔ خور نشاید نهفت
۱۱
پسندید از او شاه مردان جواب
۱۲
که من بر خطا بودم او بر صواب
۱۳
به از من سخن گفت و دانا یکی است
۱۴
که بالاتر از علم او علم نیست
۱۵
گر امروز بودی خداوند جاه
۱۶
نکردی خود از کبر در وی نگاه
۱۷
بدر کردی از بارگه حاجبش
۱۸
فرو کوفتندی به ناواجبش
۱۹
که من بعد بی آبرویی مکن
۲۰
ادب نیست پیش بزرگان سخن
۲۱
یکی را که پندار در سر بود
۲۲
مپندار هرگز که حق بشنود
۲۳
ز عملش ملال آید از وعظ ننگ
۲۴
شقایق به باران نروید ز سنگ
۲۵
گرت در دریای فضل است خیز
۲۶
به تذکیر در پای درویش ریز
۲۷
نبینی که از خاک افتاده خوار
۲۸
بروید گل و بشکفد نوبهار
۲۹
مریز ای حکیم آستینهای در
۳۰
چو می‌بینی از خویشتن خواجه پر
۳۱
به چشم کسان در نیاید کسی
۳۲
که از خود بزرگی نماید بسی
۳۳
مگو تا بگویند شکرت هزار
۳۴
چو خود گفتی از کس توقع مدار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.