حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شنیدم که دیناری از مفلسی
۲
بیفتاد و مسکین بجستش بسی
۳
به آخر سر ناامیدی بتافت
۴
یکی دیگرش ناطلب کرده یافت
۵
به بدبختی و نیکبختی قلم
۶
برفتهست و ما همچنان در شکم
۷
نه روزی به سرپنجگی میخورند
۸
که سر پنجگان تنگ روزی ترند
۹
بسا چارهدانا بسختی بمرد
۱۰
که بیچاره گوی سلامت ببرد