Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یکی برد با پادشاهی ستیز
۲
به دشمن سپردش که خونش بریز
۳
گرفتار در دست آن کینه توز
۴
همی گفت هر دم به زاری و سوز
۵
اگر دوست بر خود نیازردمی
۶
کی از دست دشمن جفا بردمی؟
۷
بتا جور دشمن به دردش پوست
۸
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
۹
تو با دوست یکدل شو و یک سخن
۱۰
که خود بیخ دشمن برآید ز بن
۱۱
نپندارم این زشت نامی نکوست
۱۲
به خشنودی دشمن آزار دوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.