سعدی · مواعظ

غزل ۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوشتر از دوران عشق ایام نیست
۲
بامداد عاشقان را شام نیست
۳
مطربان رفتند و صوفی در سماع
۴
عشق را آغاز هست انجام نیست
۵
کام هر جوینده‌ای را آخریست
۶
عارفان را منتهای کام نیست
۷
از هزاران در یکی گیرد سماع
۸
زانکه هر کس محرم پیغام نیست
۹
آشنایان ره بدین معنی برند
۱۰
در سرای خاص، بار عام نیست
۱۱
تا نسوزد برنیاید بوی عود
۱۲
پخته داند کاین سخن با خام نیست
۱۳
هر کسی را نام معشوقی که هست
۱۴
می‌برد، معشوق ما را نام نیست
۱۵
سرو را با جمله زیبایی که هست
۱۶
پیش اندام تو هیچ اندام نیست
۱۷
مستی از من پرس و شور عاشقی
۱۸
و آن کجا داند که درد آشام نیست
۱۹
باد صبح و خاک شیراز آتشیست
۲۰
هر که را در وی گرفت آرام نیست
۲۱
خواب بی‌هنگامت از ره می‌برد
۲۲
ورنه بانگ صبح بی هنگام نیست
۲۳
سعدیا چون بت شکستی خود مباش
۲۴
خود پرستی کمتر از اصنام نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.