غزل ۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شرف نفس به جودست و کرامت به سجود
۲
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
۳
ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش
۴
که محالست در این مرحله امکان خلود
۵
وی که در شدت فقری و پریشانی حال
۶
صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود
۷
خاک راهی که برو میگذری ساکن باش
۸
که عیونست و جفونست و خدودست و قدود
۹
این همان چشمهٔ خورشید جهان افروزست
۱۰
که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود
۱۱
خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان
۱۲
خاک مصرست ولی بر سر فرعون و جنود
۱۳
دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند
۱۴
ای برادر که نه محسود بماند نه حسود
۱۵
قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن
۱۶
گرت ایمان درستست به روز موعود
۱۷
دست حاجت که بری پیش خداوندی بر
۱۸
که کریمست و رحیمست و غفورست و ودود
۱۹
از ثری تا به ثریا به عبودیت او
۲۰
همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود
۲۱
کرمش نامتناهی، نعمش بیپایان
۲۲
هیچ خواهنده ازین در نرود بیمقصود
۲۳
پند سعدی که کلید در گنج سعد است
۲۴
نتواند که به جای آورد الا مسعود