سعدی · مواعظ

غزل ۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود
۲
قدرت از منطق شیرین سخنگو برود
۳
ناگهی باد خزان آید و این رونق و آب
۴
که تو می‌بینی ازین گلبن خوشبو برود
۵
پایم از قوت رفتار فرو خواهد ماند
۶
خنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود
۷
تا به روزی که به جوی شده بازآید آب
۸
یعلم‌الله که اگر گریه گریه کنم جو برود
۹
من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست؟
۱۰
اهرمن را که گذارد که به مینو برود؟
۱۱
سعیم اینست که در آتش اندیشه چو عود
۱۲
خویشتن سوخته‌ام تا به جهان بو برود
۱۳
همه سرمایهٔ سعدی سخن شیرین بود
۱۴
وین ازو ماند که چه با او برود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.