سعدی · مواعظ

غزل ۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
۲
نفس را چون مار خط نهی پیرامن کشم
۳
بس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشم
۴
باز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم
۵
بس که دنیا را کمر بستم چو مور دانه کش
۶
مدتی چون موریانه روی در آهن کشم
۷
روح پاکم چند باشم منزوی در کنج خاک
۸
حور عینم تا کی آخر بار اهریمن کشم
۹
لاله در غنچه‌ست تا کی خار در پهلو نهم
۱۰
دوست در خانه‌ست تا کی رطل بر دشمن کشم
۱۱
وه که گر با دوست دریابم زمان ماجرا
۱۲
خرده‌ای دیگر حریفان را غرامت من کشم
۱۳
سعدی گردن کشم پیش سخن‌دانان ولیک
۱۴
جاودان این سر نخواهد ماند تا گردن کشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.