غزل ۵۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن
۲
با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن
۳
آتشم در جان گرفت از عود خلوت سوختن
۴
توبه کارم توبه کار از عشق پنهان باختن
۵
اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار
۶
بیش ازین در خانه نتوان گوی و چوگان باختن
۷
پاکبازان طریقت را صفت دانی که چیست
۸
بر بساط نرد درد اول ندب جان باختن
۹
زاهدی بر باد الا، مال و منصب دادنست
۱۰
عاشقی در ششدر لا، کفر و ایمان باختن
۱۱
بر کفی جام شریعت بر کفی سندان عشق
۱۲
هر هوسناکی نداند جام و سندان باختن
۱۳
سعدیا شطرنج ره مردان خلوت باختند
۱۴
رو تماشا کن که نتوانی چو ایشان باختن