قطعه شمارهٔ ۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفتم به ره ببینم و دامن بگیرمش
۲
کای رشک آفتاب جمال منیر تو
۳
شهری بر آتش غم هجران بسوختی
۴
اول منم به قید محبت اسیر تو
۵
انعام کن به گوشهٔ چشم ارادتی
۶
تا بندهٔ تو باشم و منت پذیر تو
۷
صاحبدلی به تربیتم گفت زینهار
۸
غوغا مکن که دوست ندارد نفیر تو
۹
شاهد منجمست چه حاجت به شرح حال
۱۰
در وی نگاه کن که بداند ضمیر تو
