زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

تکه ۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت
۲
ای صبا آخر چه گردد گر کنی یکدم عنایت؟
۳
بگذری در کوی یارم تا کنی حال دلم را
۴
همچنان کز من شنیدی پیش آن دلبر روایت
۵
یک حکایت سر گذشتم پیش آن جان بازگویی
۶
گرچه از درد فراقم هست بسیاری شکایت
۷
ای صبا آرام جانی چون رسی آنجا که دانی
۸
هم بکن گر می‌توانی یک مهم ما کفایت
۹
آن بت چین و خطا را آن نگار بی‌وفا را
۱۰
گو بکن باری خدا را جانب یاری رعایت
۱۱
شحنهٔ هجر تو هر دم می‌برد صبرم به یغما
۱۲
داد خود را هم ستانم گر کند وصلت حمایت
۱۳
جانستانی دلربایی پس ز من جویی جدایی
۱۴
خود به شیر بیوفایی پروریدستست دایت
۱۵
آن شکایتها که دارم از تو هم پیش تو گویم
۱۶
نی چه گویم چون ندارد قصهٔ هجران نهایت
۱۷
در هوای زلف بستت در فریب چشم مستت
۱۸
ساکن میخانه گردد زاهد صاحب ولایت
۱۹
هرکسی را دلربایی همچو ذره در هوایی
۲۰
قبلهٔ هرکس به جایی قبلهٔ سعدی سرایت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.