تکه ۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوز
۲
به جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
۳
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد
۴
نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
۵
به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
۶
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
۷
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد
۸
به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
۹
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست
۱۰
وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
۱۱
بتا تو روی ز من برمتاب ودستم گیر
۱۲
که در سرم ز تو آشوب و فتنههاست هنوز
۱۳
کجاست خانهٔ قاضی که در مقالت عشق
۱۴
میان عاشق و معشوق ماجراست هنوز
۱۵
نیازمندی من در قلم نمیگنجد
۱۶
قیاس کردم و ز اندیشهها و راست هنوز
۱۷
سلام من برسان ای صبا به یار و بگو
۱۸
که سعدی از سر عهد تو برنخاست هنوز
