بام شکسته
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد
۲
بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری
۳
لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی
۴
افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری
۵
از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی
۶
از دستبرد حادثهای، بسته شد دری
۷
از هم گسست رشتهٔ عهد و مودتی
۸
نابود گشت نام و نشانی ز دفتری
۹
فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست
۱۰
و آن خار و خس فکنده شد آخر در آذری
۱۱
ناچیز گشت آرزوی چند سالهای
۱۲
دور اوفتاد کودک خردی ز مادری