Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
پروین اعتصامی · دیوان اشعار

درخت بی بر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز
۲
از جور تبر، زار بنالید سپیدار
۳
کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی
۴
از تیشهٔ هیزم شکن و ارهٔ نجار
۵
این با که توان گفت که در عین بلندی
۶
دست قدرم کرد بناگاه نگونسار
۷
گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس
۸
کاین موسم حاصل بود و نیست ترا بار
۹
تا شام نیفتاد صدای تبر از گوش
۱۰
شد توده در آن باغ، سحر هیمهٔ بسیار
۱۱
دهقان چو تنور خود ازین هیمه برافروخت
۱۲
بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار
۱۳
آوخ که شدم هیزم و آتشگر گیتی
۱۴
اندام مرا سوخت چنین ز آتش ادبار
۱۵
هر شاخه‌ام افتاد در آخر به تنوری
۱۶
زین جامه نه یک پود بجا ماند و نه یک تار
۱۷
چون ریشهٔ من کنده شد از باغ و بخشکید
۱۸
در صفحهٔ ایام، نه گل باد و نه گلزار
۱۹
از سوختن خویش همی زارم و گریم
۲۰
آن را که بسوزند، چو من گریه کند زار
۲۱
کو دولت و فیروزی و آسایش و آرام
۲۲
کو دعوی دیروزی و آن پایه و مقدار
۲۳
خندید برو شعله که از دست که نالی
۲۴
ناچیزی تو کرد بدینگونه تو را خوار
۲۵
آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد
۲۶
فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار
۲۷
جز دانش و حکمت نبود میوهٔ انسان
۲۸
ای میوه فروش هنر، این دکه و بازار
۲۹
از گفتهٔ ناکردهٔ بیهوده چه حاصل
۳۰
کردار نکو کن، که نه سودیست ز گفتار
۳۱
آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت
۳۲
روز عمل و مزد، بود کار تو دشوار
۳۳
از روز نخستین اگرت سنگ گران بود
۳۴
دور فلکت پست نمیکرد و سبکسار
۳۵
امروز، سرافرازی دی را هنری نیست
۳۶
میباید از امسال سخن راند، نه از پار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.