Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
پروین اعتصامی · دیوان اشعار

دیدن و نادیدن

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شبی بمردمک چشم، طعنه زد مژگان
۲
که چند بی سبب از بهر خلق کوشیدن
۳
همیشه بار جفا بردن و نیاسودن
۴
همیشه رنج طلب کردن و نرنجیدن
۵
ز نیک و زشت و گل و خار و مردم و حیوان
۶
تمام دیدن و از خویش هیچ نادیدن
۷
چو کارگر شده‌ای، مزد سعی و رنج تو چیست
۸
بوقت کار، ضروری است کار سنجیدن
۹
ز بزم تیرهٔ خود، روشنی دریغ مدار
۱۰
که روشنست ازین بزم، رخت برچیدن
۱۱
جواب داد که آئین کاردانان نیست
۱۲
بخواب جهل فزودن، ز کار کاهیدن
۱۳
کنایتی است درین رنج روز خسته شدن
۱۴
اشارتی است درین کار شب نخوابیدن
۱۵
مرا حدیثی هوی و هوس مکن تعلیم
۱۶
هنروران نپسندند خود پسندیدن
۱۷
نگاهبانی ملک تن است پیشهٔ چشم
۱۸
چنانکه رسم و ره پاست ره نوردیدن
۱۹
اگر پی هوس و آز خویش میگشتم
۲۰
کنون نبود مرا دیده، جای گردیدن
۲۱
بپای خویش نیفکنده روشنی هرگز
۲۲
اگر چه کار چراغ است نور بخشیدن
۲۳
نه آگهیست، ز حکم قضا شدن دلتنگ
۲۴
نه مردمی است، ز دست زمانه نالیدن
۲۵
مگو چرا مژه گشتم من و تو مردم چشم
۲۶
ازین حدیث، کس آگه نشد بپرسیدن
۲۷
هزار مسئله در دفتر حقیقت بود
۲۸
ولی دریغ، که دشوار بود فهمیدن
۲۹
ز دل تپیدن و از دیده روشنی خواهند
۳۰
ز خون دویدن و از اشک چشم، غلتیدن
۳۱
ز کوه و کاه گرانسنگی و سبکباری
۳۲
ز خاک صبر و تواضع، ز باد رقصیدن
۳۳
سپهر، مردم چشمم نهاد نام از آن
۳۴
که بود خصلتم، از خویش چشم پوشیدن
۳۵
هزار قرن ندیدن ز روشنی اثری
۳۶
هزار مرتبه بهتر ز خویشتن دیدن
۳۷
هوای نفس چو دیویست تیره دل، پروین
۳۸
بتر ز دیو پرستی است، خودپرستیدن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.