Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
پروین اعتصامی · دیوان اشعار

فلسفه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نخودی گفت لوبیائی را
۲
کز چه من گردم این چنین، تو دراز
۳
گفت، ما هر دو را بباید پخت
۴
چاره‌ای نیست، با زمانه بساز
۵
رمز خلقت، بما نگفت کسی
۶
این حقیقت، مپرس ز اهل مجاز
۷
کس، بدین رزمگه ندارد راه
۸
کس، درین پرده نیست محرم راز
۹
بدرازی و گردی من و تو
۱۰
ننهد قدر، چرخ شعبده‌باز
۱۱
هر دو، روزی در اوفتیم بدیگ
۱۲
هر دو گردیم جفت سوز و گداز
۱۳
نتوان بود با فلک گستاخ
۱۴
نتوان کرد بهر گیتی ناز
۱۵
سوی مخزن رویم زین مطبخ
۱۶
سر این کیسه، گردد آخر باز
۱۷
برویم از میان و دم نزنیم
۱۸
بخروشیم، لیک بی آواز
۱۹
این چه خامی است، چون در آخر کار
۲۰
آتش آمد من و تو را دمساز
۲۱
گر چه در زحمتیم، باز خوشیم
۲۲
که بما نیز، خلق راست نیاز
۲۳
دهر، بر کار کس نپردازد
۲۴
هم تو، بر کار خویشتن پرداز
۲۵
چون تن و پیرهن نخواهد ماند
۲۶
چه پلاس و چه جامهٔ ممتاز
۲۷
ما کز انجام کار بی‌خبریم
۲۸
چه توانیم گفتن از آغاز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.