Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
پروین اعتصامی · دیوان اشعار

مناظره

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شنیده‌اید میان دو قطره خون چه گذشت
۲
گه مناظره، یک روز بر سر گذری
۳
یکی بگفت به آن دیگری، تو خون که‌ای
۴
من اوفتاده‌ام اینجا، ز دست تاجوری
۵
بگفت، من بچکیدم ز پای خارکنی
۶
ز رنج خار، که رفتش بپا چو نیشتری
۷
جواب داد ز یک چشمه‌ایم هر دو، چه غم
۸
چکیده‌ایم اگر هر یک از تن دگری
۹
هزار قطرهٔ خون در پیاله یکرنگند
۱۰
تفاوت رگ و شریان نمیکند اثری
۱۱
ز ما دو قطرهٔ کوچک چه کار خواهد خاست
۱۲
بیا شویم یکی قطرهٔ بزرگتری
۱۳
براه سعی و عمل، با هم اتفاق کنیم
۱۴
که ایمنند چنین رهروان ز هر خطری
۱۵
در اوفتیم ز رودی میان دریائی
۱۶
گذر کنیم ز سرچشمه‌ای بجوی و جری
۱۷
بخنده گفت، میان من و تو فرق بسی است
۱۸
توئی ز دست شهی، من ز پای کارگری
۱۹
برای همرهی و اتحاد با چو منی
۲۰
خوش است اشک یتیمی و خون رنجبری
۲۱
تو از فراغ دل و عشرت آمدی بوجود
۲۲
من از خمیدن پشتی و زحمت کمری
۲۳
ترا به مطبخ شه، پخته شد همیشه طعام
۲۴
مرا به آتش آهی و آب چشم تری
۲۵
تو از فروغ می ناب، سرخ رنگ شدی
۲۶
من از نکوهش خاری و سوزش جگری
۲۷
مرا به ملک حقیقت، هزار کس بخرد
۲۸
چرا که در دل کان دلی، شدم گهری
۲۹
قضا و حادثه، نقش من از میان نبرد
۳۰
کدام قطرهٔ خون را، بود چنین هنری
۳۱
درین علامت خونین، نهان دو صد دریاست
۳۲
ز ساحل همه، پیداست کشتی ظفری
۳۳
ز قید بندگی، این بستگان شوند آزاد
۳۴
اگر بشوق رهائی، زنند بال و پری
۳۵
یتیم و پیره‌زن، اینقدر خون دل نخورند
۳۶
اگر بخانهٔ غارتگری فتد شرری
۳۷
بحکم نا حق هر سفله، خلق را نکشند
۳۸
اگر ز قتل پدر، پرسشی کند پسری
۳۹
درخت جور و ستم، هیچ برگ و بار نداشت
۴۰
اگر که دست مجازات، میزدش تبری
۴۱
سپهر پیر، نمیدوخت جامهٔ بیداد
۴۲
اگر نبود ز صبر و سکوتش آستری
۴۳
اگر که بدمنشی را کشند بر سر دار
۴۴
بجای او ننشیند بزور ازو بتری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.