عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون شدستی ز من جدا صنما
۲
ملتقی لم ترکت فی ندما
۳
حق میان من و تو آگاه است
۴
هو یکفی من الذی ظلما
۵
ور به دست تو آمده است اجلم
۶
قد رضیت بما جری قلما
۷
گشت فانی ز خویش چون عطار
۸
گفت غیر از وجود حق عدما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.