Research Contextبرای نگه‌داشتن مسیر پژوهش وارد شوید.
ورود پژوهشگر
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
غم بسی دارم چه جای صد غم است
۲
زانکه هر موییم در صد ماتم است
۳
غم نباشد کانچه پیشان است و پس
۴
کم ز کم نبود نصیبم زان کم است
۵
عالمی است اشراق نور آفتاب
۶
کور را زانچه اگر صد عالم است
۷
عالمی در دست بر جانم ولی
۸
چون ازوست این درد جانم خرم است
۹
درد زخم او کشیدن خوش بود
۱۰
گر پس از صد زخم او یک مرهم است
۱۱
گر بسی عمرم بود تا جان بود
۱۲
آن من گر هست عمری یک دم است
۱۳
گر کسی را آن دم اینجا دست داد
۱۴
او خلیفه‌زاده‌ای از آدم است
۱۵
ور کسی زان دم ندارد آگهی
۱۶
مرده دل زاد است اگر از مریم است
۱۷
بی خیال و صورت وهم و قیاس
۱۸
چیست آن دم، شیر و روغن درهم است
۱۹
نی که دایم روغن است و شیر نه
۲۰
زانکه گر شیر است بس نامحرم است
۲۱
گر فرید این جایگه با خویش نیست
۲۲
آن دمش در پردهٔ جان همدم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.