Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رهی کان ره نهان اندر نهان است
۲
چو پیدا شد عیان اندر عیان است
۳
چه می‌گویم چه پیدا و چه پنهان
۴
که این بالای پیدا و نهان است
۵
چه می‌گویم چه بالا و چه پستی
۶
که این بیرون ازین است و از آن است
۷
چه می‌گویم چه بیرون چه درون است
۸
که بیرون و درون گفت زبان است
۹
چگویم آنچه هرگز کس نگفته است
۱۰
چه دانم آنکه هرگز کس ندانست
۱۱
گمانی چون برم چون کس نبرده است
۱۲
نشانی چون دهم چون بی‌نشان است
۱۳
مکن روباه بازی شیر مردا
۱۴
خموشی پیشه کن کین ره عیان است
۱۵
برو از پوست بیرون آی کین کار
۱۶
نه کار توست کار مغز جان است
۱۷
برو عطار و ترک این سخن گیر
۱۸
که این را مستمع در لامکان است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.