غزل شمارهٔ ۱۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آفتاب رخ تو پنهان نیست
۲
لیک هر دیده محرم آن نیست
۳
هر که در عشق ذره ذره نشد
۴
پیش خورشید پایکوبان نیست
۵
ذره میشو هوای جانان را
۶
که به جانان رسیدن آسان نیست
۷
مرد جانان نهای مکن دعوی
۸
زانکه نامرد مرد جانان نیست
۹
شادی وصل تو کسی یابد
۱۰
که درین وادیش غم جان نیست
۱۱
تا که دردی نیایدت پیدا
۱۲
هرچه دیگر کنی تو درمان نیست
۱۳
سر درین راه باز و پا در نه
۱۴
زانکه ره را امید پایان نیست
۱۵
تن بزن چند گویی ای عطار
۱۶
هر کسی مرد این بیابان نیست