Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در عشق تو عقل سرنگون گشت
۲
جان نیز خلاصهٔ جنون گشت
۳
خود حال دلم چگونه گویم
۴
کان کار به جان رسیده چون گشت
۵
بر خاک درت به زاری زار
۶
از بس که به خون بگشت خون گشت
۷
خون دل ماست یا دل ماست
۸
خونی که ز دیده‌ها برون گشت
۹
درمان چه طلب کنم که عشقت
۱۰
ما را سوی درد رهنمون گشت
۱۱
آن مرغ که بود زیرکش نام
۱۲
در دام بلای تو زبون گشت
۱۳
لختی پر و بال زد به آخر
۱۴
از پای فتاد و سرنگون گشت
۱۵
تا دور شدم من از در تو
۱۶
از ناله دلم چو ارغنون گشت
۱۷
تا قوت عشق تو بدیدم
۱۸
سرگشتگیم بسی فزون گشت
۱۹
تا درد تو را خرید عطار
۲۰
قد الفش بسان نون گشت
۲۱
عطار که بود کشتهٔ تو
۲۲
دریاب که کشته‌تر کنون گشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.