غزل شمارهٔ ۱۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا گل از ابر آب حیوان یافت
۲
گرد خود صد هزار دستان یافت
۳
زره ابر گشت پیکان باز
۴
جوشن آب زخم پیکان یافت
۵
گل خندان چو برفکند نقاب
۶
ابر را زار زار گریان یافت
۷
چون صبا چاک کرد دامن گل
۸
نافهٔ مشک در گریبان یافت
۹
ای نگاری که هر که دید رخت
۱۰
از رخ جانفزای تو جان یافت
۱۱
به دل و جان تو را که جان و دلی
۱۲
هر که فرمان ببرد فرمان یافت
۱۳
می گلرنگ خور به موسم گل
۱۴
که گل تازهروی باران یافت
۱۵
میخور و شاد زی که خوشتر ازین
۱۶
یک نفس در دو کون نتوان یافت
۱۷
می به عطار ده به سرخی لعل
۱۸
که زمی جان چو در درخشان یافت