Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خاک کویت هر دو عالم در نیافت
۲
گرد راهت فرق آدم در نیافت
۳
ای به بالا برشده چندان که عرش
۴
ذره‌ای شد گرد تو هم در نیافت
۵
دولت تو هیچ بی دولت ندید
۶
شادی تو لشکر غم در نیافت
۷
گنج عشقت در جهان جد و جهد
۸
هم مؤخر هم مقدم در نیافت
۹
زانکه هرگز هفت دریای عظیم
۱۰
از سر خود نیم شبنم در نیافت
۱۱
آن چنان جامی که نتوان داد شرح
۱۲
آن به جد و جهد خود جم در نیافت
۱۳
آمد و شد صد هزاران پادشاه
۱۴
ملک تو جز ابن ادهم در نیافت
۱۵
صد هزاران راهزن در ره فتاد
۱۶
جز فضیل‌ابن‌عهد محکم در نیافت
۱۷
صد هزاران زن به نامردی بمرد
۱۸
این سخن جز جان مریم در نیافت
۱۹
وی عجب تا مرد ره جهدی نکرد
۲۰
آنچنان گنجی معظم در نیافت
۲۱
هر که او ساکن نشد در کوی تو
۲۲
جنه الفردوس خرم در نیافت
۲۳
وانکه او مجروح گشت از عشق تو
۲۴
تا ابد بویی ز مرهم در نیافت
۲۵
بیش و کم درباخت دل در راه تو
۲۶
لیک از تو بیش یا کم در نیافت
۲۷
بس بزرگان را که در گرداب درد
۲۸
سر فرو شد نیز همدم در نیافت
۲۹
من چگونه از تو دریابم به حکم
۳۰
آنچه از تو هر دو عالم در نیافت
۳۱
چند جویی ای دل برخاسته
۳۲
آنچه هرگز خلق یکدم در نیافت
۳۳
تو نیابی این که بس نامحرمی
۳۴
خاصه هرگز هیچ محرم در نیافت
۳۵
نیست غم گر چون سلیمان ای فرید
۳۶
هر گدا ملکی به خاتم در نیافت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.