Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر که در راه حقیقت از حقیقت بی‌نشان شد
۲
مقتدای عالم آمد پیشوای انس و جان شد
۳
هر که مویی آگه است از خویشتن یا از حقیقت
۴
او ز خود بیرون نیامد چون به نزد او توان شد
۵
آن خبر دارد ازو کو در حقیقت بی‌خبر گشت
۶
وان اثر دارد که او در بی‌نشانی بی نشان شد
۷
تا تو در اثبات و محوی مبتلایی فرخ آن کس
۸
کو ازین هر دو کناری جست و ناگه از میان شد
۹
گم شدن از محو، پیدا گشتن از اثبات تا کی
۱۰
مرد آن را دان که چون مردان ورای این و آن شد
۱۱
هر که از اثبات آزاد آمد و از محو فارغ
۱۲
هرچه بودش آرزو تا چشم برهم زد عیان شد
۱۳
هست بال مرغ جان اثبات و پرش محو مطلق
۱۴
بال و پر فرع است بفکن تا توانی اصل جان شد
۱۵
تن در اثبات است و جان در محو ازین هر دو برون شو
۱۶
کانک ازین هر دو برون شد او عزیز جاودان شد
۱۷
آنکه بیرون شد ازین هر دو نهان و آشکارا
۱۸
کی توان گفتن که این کس آشکارا یا نهان شد
۱۹
تا خلاصی یافت عطار از میان این دو دریا
۲۰
غرقهٔ دریای دیگر گشت و دایم کامران شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.