Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
۲
ز رویت براتی قمر می‌ستاند
۳
به یک لحظه چشمت ز عشاق صد جان
۴
به یک غمزهٔ حیله‌گر می‌ستاند
۵
سزد گر ز رشک نظر خون شود دل
۶
که داد از جمالت نظر می‌ستاند
۷
خطت طوطی است آب حیوانش در بر
۸
کزان آب حیوان شکر می‌ستاند
۹
زهی ترکتازی که لوح چو سیمت
۱۰
خطی سبزم آورد و زرمی‌ستاند
۱۱
مرا نیست زر چون دهم زر ولیکن
۱۲
دهم در عوض جان اگر می‌ستاند
۱۳
مرا گفت جان را خطر نیست زر ده
۱۴
که چشمم زر بی‌خطر می‌ستاند
۱۵
اگرچه لبت خشک و چشمت تر آمد
۱۶
مخور غم که زر خشک و تر می‌ستاند
۱۷
عیار از رخ زرد عطار دارد
۱۸
زری کان بت سیم‌بر می‌ستاند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.