غزل شمارهٔ ۶۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم
۲
در دیر مغان راه خرابات گرفتیم
۳
پی بر پی رندان خرابات نهادم
۴
ترک سخن عادت و طامات گرفتیم
۵
آن وقت که خود را همه سالوس نمودیم
۶
اکنون کم سالوس و مراعات گرفتیم
۷
در چهرهٔ آن ماه چو شد دیدهٔ ما باز
۸
یارب که به یک دم چه مقامات گرفتیم
۹
بس عقل که شد مات به یک بازی عشقش
۱۰
ور عقل درو مات نشد مات گرفتیم
۱۱
چون عقل شد از دست ز مستی می عشق
۱۲
با دلشدگان راه مناجات گرفتیم
۱۳
چون شیوه عطار درین راه بدیدیم
۱۴
آن شیوه ز اسرار و کرامات گرفتیم