زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیم است که صد آه برآرم ز جگر من
۲
تا بی تو چرا می‌برم این عمر به سر من
۳
آگاه از آنم که به جز تو دگری نیست
۴
و آگاه نیم از بد و از نیک دگر من
۵
عمری ره تو جستم و چون راه ندیدم
۶
کم آمدم آنجا ز سگ راهگذر من
۷
دل سوخته زانم که کنون از سرخامی
۸
کردم همه کردار نکو زیر و زبر من
۹
در کوی خرابات و خرافات فتادم
۱۰
وآنگاه بشستم به میی دامن‌تر من
۱۱
پر کردم از اندوه به یک کوزهٔ دردی
۱۲
هر لحظه کناری ز خم خون‌جگر من
۱۳
وامروز درین حادثه دانی به چه مانم
۱۴
در نزع فرومانده چون شمع سحر من
۱۵
مردان چو نگین مانده در حلقهٔ معنی
۱۶
وز حلقه به درمانده چو حلقه به در من
۱۷
ای دوست به عطار نظر کن که ندارم
۱۸
جز بی خبری از ره تو هیچ خبر من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.