غزل شمارهٔ ۸۰۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای حسن تو آب زندگانی
۲
تدبیر وصال ما تو دانی
۳
از دیده برون مشو که نوری
۴
وز بنده جدا مشو که جانی
۵
ما با تو چو تیر راست گشتیم
۶
با ما تو هنوز چون کمانی
۷
پرسی تو ز من که عاشقی چیست
۸
روزی که چو من شوی بدانی
۹
زنهار مشو تو در خرابات
۱۰
هرچند قلندر جهانی
۱۱
شطرنج مباز با ملوکان
۱۲
شهمات شوی و ره ندانی
۱۳
عطار سخن چنین همی گفت
۱۴
روح است غذای مرد فانی