عطار · منطق‌الطیر

حکایت سیمرغ

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ابتدای کار سیمرغ ای عجب
۲
جلوه‌گر بگذشت بر چین نیم شب
۳
در میان چین فتاد از وی پری
۴
لاجرم پر شور شد هر کشوری
۵
هر کسی نقشی از آن پر برگرفت
۶
هر که دید آن نقش کاری درگرفت
۷
آن پر اکنون در نگارستان چین‌ست
۸
اطلبو العلم و لو بالصین ازین‌ست
۹
گر نگشتی نقش پر او عیان
۱۰
این همه غوغا نبودی در جهان
۱۱
این همه آثار صنع از فر اوست
۱۲
جمله انمودار نقش پر اوست
۱۳
چون نه سر پیداست وصفش را نه بن
۱۴
نیست لایق بیش از این گفتن سخن
۱۵
هر که اکنون از شما مرد رهید
۱۶
سر به راه آرید و پا اندر نهید
۱۷
جملهٔ مرغان شدند آن جایگاه
۱۸
بی‌قرار از عزت آن پادشاه
۱۹
شوق او در جان ایشان کار کرد
۲۰
هر یکی بی صبری بسیار کرد
۲۱
عزم ره کردند و در پیش آمدند
۲۲
عاشق او دشمن خویش آمدند
۲۳
لیک چون ره بس دراز و دور بود
۲۴
هرکسی از رفتنش رنجور بود
۲۵
گرچه ره را بود هر یک کارساز
۲۶
هر یکی عذری دگر گفتند باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.