عطار · منطق‌الطیر

قصه رانده شدن آدم از بهشت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کرد شاگردی سؤال از اوستاد
۲
کز بهشت آدم چرا بیرون فتاد
۳
گفت بود آدم همی عالی گهر
۴
چون به فردوسی فرو آورد سر
۵
هاتفی برداشت آوازی بلند
۶
کای بهشتت کرده از صد گونه بند
۷
هرک در هر دو جهان بیرون ما
۸
سر فرو آرد به چیزی دون ما
۹
ما زوال آریم بر وی هرچ هست
۱۰
زانک نتوان زد به غیر دوست دست
۱۱
جای باشد پیش جانان صد هزار
۱۲
جای بی‌جانان کجا آید به کار
۱۳
هرک جز جانان به چیزی زنده شد
۱۴
گر همه آدم بود افکنده شد
۱۵
اهل جنت را چنین آمد خبر
۱۶
کاولین چیزی دهند آنجا جگر
۱۷
اهل جنت چون نباشد اهل راز
۱۸
زان جگر خوردن ز سرگیرند باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.