Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · منطق‌الطیر

گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن یکی دانم ز بی‌خویشی خویش
۲
ناله می‌کردی ز درویشی خویش
۳
گفتش ابرهیم ادهم ای پسر
۴
فقر تو ارزان خریدستی مگر
۵
مرد گفتش کاین سخن ناید به کار
۶
کس خرد درویشی آنگه شرم‌دار
۷
گفت من باری به جان بگزیده‌ام
۸
پس به ملک عالمش بخریده‌ام
۹
می‌خرم یک دم به صد عالم هنوز
۱۰
زانک به می‌ارزدم هر دم هنوز
۱۱
چون به ارزم یافتم من این متاع
۱۲
پادشاهی را به کل کردم وداع
۱۳
لاجرم من قدر می‌دانم، تو نه
۱۴
شکر آن برخویش می‌خوانم، تو نه
۱۵
اهل همت جان و دل درباختند
۱۶
سالها با سوختن در ساختند
۱۷
مرغ همتشان به حضرت شد قرین
۱۸
هم ز دنیا در گذشت و هم ز دین
۱۹
گر تو مرد این چنین همت نه‌ای
۲۰
دور شو کاهل، ولی نعمت نه‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.