حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیخودی میگفت در پیش خدای
۲
کای خدا آخر دری بر من گشای
۳
رابعه آنجا مگر بنشسته بود
۴
گفت ای غافل کی این در بسته بود
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.