Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · منطق‌الطیر

حکایت خواجه‌ای که عاشق کودکی فقاع فروش شد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خواجه‌ای از خان و مان آواره شد
۲
وز فقاعی کودکی بی‌چاره شد
۳
شد ز فرط عشق سودایی ازو
۴
گشت سر غوغای رسوایی ازو
۵
هرچ او را بود اسباب و ضیاع
۶
می‌فروخت و می‌خرید از وی فقاع
۷
چون نماندش هیچ، بس درویش شد
۸
عشق آن بی‌دل یکی صد بیش شد
۹
گرچه می‌دادند نان او را تمام
۱۰
گرسنه بودی و سیر از جان مدام
۱۱
زانک چندانی که نانش می‌رسید
۱۲
جمله می‌برد و فقاعی می‌خرید
۱۳
دایما بنشسته بودی گرسنه
۱۴
تا خرد یک دم فقاعی صد تنه
۱۵
سایلی گفتش که ای آشفته کار
۱۶
عشق چه بود سر این کن آشکار
۱۷
گفت آن باشد که صد عالم متاع
۱۸
جمله بفروشی برای یک فقاع
۱۹
تا چنین کاری نیفتد مرد را
۲۰
او چه داند عشق را و درد را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.