Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · منطق‌الطیر

حکایت عاشقی که در پی معشوق خود را در آب افکند

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از قضا افتاد معشوقی در آب
۲
عاشقش خود را درافکند از شتاب
۳
چون رسیدند آن دو تن با یک دگر
۴
این یکی پرسید از آن کای بی‌خبر
۵
گر من افتادم در آن آب روان
۶
از چه افکندی تو خود را در میان
۷
گفت من خود را در آب انداختم
۸
زانک خود را از تو می‌نشناختم
۹
روزگاری شد که تا شد بی‌شکی
۱۰
با تویی تو یکی من یکی
۱۱
تو منی یا من توم، چند از دوی
۱۲
با توم من ، یا توم، یا تو توی
۱۳
چون تو من باشی و من تو بر دوام
۱۴
هر دو تن باشیم یک تن والسلام
۱۵
تا توی برجاست در شرکست یافت
۱۶
چون دوی برخاست توحیدت بتافت
۱۷
تو درو گم گرد، توحید این بود
۱۸
گم شدن کم کن تو، تفرید این بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.