Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · منطق‌الطیر

گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پاک دینی گفت سی سال تمام
۲
عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام
۳
همچو اسمعیل در خود ناپدید
۴
آن زمان کو را پدر سر می‌برید
۵
چون بود آنکس که او عمری گذاشت
۶
همچو آن یک دم که اسمعیل داشت
۷
کس چه داند تا درین حبس تعب
۸
عمر خود چون می‌گذارم روز و شب
۹
گاه می‌سوزم چو شمع از انتظار
۱۰
گاه می‌گریم چر ابر نوبهار
۱۱
تو فروغ شمع می‌بینی خوشی
۱۲
می‌نبینی در سر او آتشی
۱۳
آنک از بیرون کند در تن نگاه
۱۴
کی بود هرگز درون سینه راه
۱۵
در خم چوگان چه گویی، هیچ جای
۱۶
می‌ندانم پای از سر، سر ز پای
۱۷
از وجودم خود نکردم هیچ سود
۱۸
کانچ کردم وانچ گفتم هیچ بود
۱۹
ای دریغا نیست از کس یاریم
۲۰
عمر ضایع گشت در بی‌کاریم
۲۱
چون توانستم ندانستم ، چه سود
۲۲
چون بدانستم، توانستم نبود
۲۳
این زمان جز عجز و جز بیچارگی
۲۴
می‌ندارم چارهٔ یک بارگی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.