Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · منطق‌الطیر

حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او می‌آورد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بوسعید مهنه در حمام بود
۲
قایمیش افتاد و مردی خام بود
۳
شوخ شیخ آورد تا بازوی او
۴
جمع کرد آن جمله پیش روی او
۵
شیخ را گفتا بگو ای پاک جان
۶
تا جوانمردی چه باشد در جهان
۷
شیخ گفتا شوخ پنهان کردنست
۸
پیش چشم خلق ناآوردنست
۹
این جوابی بود بر بالای او
۱۰
قایم افتاد آن زمان در پای او
۱۱
چون به نادانی خویش اقرار کرد
۱۲
شیخ خوش شد، قایم استغفار کرد
۱۳
خالقا، پروردگارا ، منعما
۱۴
پادشاها، کارسازا ، مکرما
۱۵
چون جوانمردی خلق عالمی
۱۶
هست از دریای فضلت شبنمی
۱۷
قایم مطلق تویی اما به ذات
۱۸
وز جوانمردی ببایی در صفات
۱۹
شوخی و بی‌شرمی ما در گذار
۲۰
شوخ ما را پیش چشم ما میار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.