غزل شمارهٔ ۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
۲
ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را
۳
میر مجلس چون تو باشی با جماعت در نگر
۴
خام در ده پخته را و پخته در ده خام را
۵
قالب فرزند آدم آز را منزل شدست
۶
انده پیشی و بیشی تیره کرد ایام را
۷
نه بهشت از ما تهی گردد نه دوزخ پر شود
۸
ساقیا در ده شراب ارغوانی فام را
۹
قیل و قال بایزید و شبلی و کرخی چه سود
۱۰
کار کار خویش دان اندر نورد این نام را
۱۱
تا زمانی ما برون از خاک آدم دم زنیم
۱۲
ننگ و نامی نیست بر ما هیچ خاص و عام را