سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای به بر کرده بی وفایی را
۲
منقطع کرده آشنایی را
۳
بر ما امشبی قناعت کن
۴
بنما خلق انبیایی را
۵
ای رخت بستده ز ماه و ز مهر
۶
خوبی و لطف و روشنایی را
۷
زود در گردنم فگن دلقی
۸
برکش این رومی و بهایی را
۹
چنگی و بربطی به گاه نشاط
۱۰
جمله یاری دهند نایی را
۱۱
با چنان روی و با چنان زلفین
۱۲
منهزم کرده‌ای ختایی را
۱۳
آتشی نزد ماست خیز و بیار
۱۴
آبی و خاکی و هوایی را
۱۵
بار ندهند نزد ما به صبوح
۱۶
هیچ بیگانهٔ مرایی را
۱۷
چون بود یار زشت پر معنی
۱۸
چکنم جور هر کجایی را
۱۹
چو شدی مست جای خواب بساز
۲۰
وز میان بانگ زن سنایی را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.