سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا نقش خیال دوست با ماست
۲
ما را همه عمر خود تماشاست
۳
آنجا که جمال دلبر آمد
۴
والله که میان خانه صحراست
۵
وانجا که مراد دل برآمد
۶
یک خار به از هزار خرماست
۷
گر چه نفس هوا ز مشکست
۸
ورچه سلب زمین ز دیباست
۹
هر چند شکوفه بر درختان
۱۰
چون دو لب دوست پر ثریاست
۱۱
هر چند میان کوه لاله
۱۲
چون دیده میان روی حوراست
۱۳
چون دولت عاشقی در آمد
۱۴
اینها همه از میانه برخاست
۱۵
هرگز نشود به وصل مغرور
۱۶
هر دیده که در فراق بیناست
۱۷
اکنون که ز باغ زاغ کم شد
۱۸
بلبل ز گل آشیانه آراست
۱۹
بر هر سر شاخ عندلیبی‌ست
۲۰
زین شکر که زاغ کم شد و کاست
۲۱
فریاد همی کند که باری
۲۲
امروز زمانه نوبت ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.