سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ی مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرتست
۲
عشقبازی نیست کاین خود حیرت اندر حیرتست
۳
عشق دریای محیط و آب دریا آتشست
۴
موجها آید که گویی کوههای ظلمتست
۵
در میان لجه‌اش سیصد نهنگ داوری
۶
بر کران ساحلش صد اژدهای هیبتست
۷
کشتیش از اندهان ولنگرش از صابری
۸
بادبانش رو نهاده سوی باد آفتست
۹
مر مرا بی من در آن دریای ژرف انداخته
۱۰
بر مثال رادمردی کش لباس خلتست
۱۱
مرده بودم غرقه گشتم ای عجب زنده شدم
۱۲
گوهری آمد به دستم کش دو گیتی قیمتست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.