سنایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست
۲
گر چه او را هر نفس بر من جفایی دیگرست
۳
من برو ساعت به ساعت فتنه زانم کز جمال
۴
هر زمان او را به من از نو عنایی دیگرست
۵
گر قضا مستولی و قادر شود بر هر کسی
۶
بر من بیچاره عشق او قضایی دیگرست
۷
باد زلفش از خوشی می‌آورد بوی عبیر
۸
خاک پایش از عزیزی توتیایی دیگرست
۹
از لطیفی آفتاب دیگرست آن دلفریب
۱۰
از ضعیفی عاشقش گویی هبایی دیگرست
۱۱
یک زمان از رنج هجرانش دلم خالی مباد
۱۲
کو مرا جز وصل او راحت فزایی دیگرست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.